۱۳۸۹ اسفند ۲۹, یکشنبه

جهان جانتان شاد و هر روزتان نوروز بادا

 

جهان جانتان شاد و هر
روزتان نوروز بادا

تنور لاله چنان بر فروخت باد بهار
که غنچه غرق عرق گشت و گل بجوش آمد


جهان چرخی زده است و ما در آستانه هر چه زیبایی ایستاده ایم . بهاری دگر آمده است
اگر چه هنوز سوزی در هواست ودر جان ما نیز . بر زورق خیال از دریای بهاری بگذریم
وپناه ببریم به شقایق ها که چراغ سحر ما را روشن می کنند / به لحظه لحظه شکفتن گل
ها ورنگین بالی پروانه ها که کوتاه ولی زیبا زندگی می کنند وگوش جان بسپاریم به ساز
آبشاران ودف باران وغبار غم از دل بروبیم که نشان آدمی بر خاک جزء طرحی زیبا نباشد
وهم نفس با هزار قناری از گلوی حافظ شیراز با هم بخوانیم :
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهدشد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهدشد