۱۳۹۳ خرداد ۲۷, سه‌شنبه

خواست هوای پاک ظرفیت همگانی شدن دارد / عکس


منتشرشده در | بیان دیدگاه 1مازیار واحدی: حق اعتراض به آلودگی هوا برای شهروندان همانقدر مسلم است که حق نفس کشیدن در هوای سالم و پاک. وضعیت آلودگی هوای تهران و دیگر کلانشهرهای تهران به قدری نگران کننده است که زندگی در این شهرها را به یک خودکشی دسته جمعی تشبیه می کنند. وضعیت ناهنجار اسکان صنایع آلاینده ، تردد خودروهای فرسوده، تولید خودروهای غیر استاندارد، استفاده از سوخت غیراستاندارد برای اتومبیل ها و صنایع، گسترش پروژه های پول ساز ساختمان سازی و در نتیجه آن انباشتگی جمعیت و بالطبع رشد تولید زباله، نابود کردن فضای سبز داخل و حاشیه این شهرها توسط زمین خواران و نمونه های بیشمار دیگر از این دست از یک سوی، و عملکرد باندهای سیاسی و اقتصادی وابسته به جناح های قدرت از سوی دیگر، به مانند دو تیغه یک قیچی به جان سلامت شهروندان افتاده و ریشه زندگی آنان را هدف قرار داده اند.






2اگر تا چند ده سال پیش صِرف ایجاد و گسترش صنایع و ساختن راه از نشانه های حرکت به سوی تمدن قلمداد می شد، اینک اندیشمندان زیست محیطی این سوال بزرگ را در مقابل این سیاست دولت ها و صاحبان سرمایه مطرح می کنند، همه اینها به چه قیمتی؟ چه کسانی هزینه مالی و انسانی را می پردازند؟ این توسعه بایستی چگونه باشد و در چه جهتی پیش برود؟ پرداخت کنندگان هزینه این باصطلاح توسعه چقدر در تدوین این سیاستها نقش دارند؟ اندیشمندان و علاقه مندان محیط زیست در داخل کشورمان این سوال کلیدی را مطرح می کنند: سیاست های اقتصادی حکومت چقدر با توسعه پایدار همخوانی دارد؟
در هفته گذشته در ارتباط با مبارزه با آلودگی هوا حرکتی در کشورمان شکل گرفت که نبایستی از کنار آن به سادگی گذشت. در این حرکت گروهی از دوستداران محیط زیست از مردم دعوت کرده بودند که روز پنجشنبه پانزده خرداد، به‌مناسبت روز جهانی محیط زیست، و در اعتراض به آلودگی هوا در شهرهای ایران با ماسک در خیابان‌ها، پارکها و تفرجگاه ها حضور پیدا کنند. آنان خطاب به شهروندان گفتند بیایید امسال در روز جهانی محیط زیست همه با هم به پاس‌داشت محیط زیست‌مان برخیزیم و در یک حرکت نمادین، با استفاده از ماسک در پارک‌ها و تفرج‌گاههای کشور، به همه‌ی آلاینده‌ها و آلودگی‌ها، پلیدی‌ها و پلشتی‌ها، کژی‌ها و زشتی‌ها و در یک کلام به همه بدی‌ها با دهان بسته، نه بگوییم این حرکت با استقیال گروهی از مردم و علاقه مندان محیط زیست روبرو شد.
3
در واقع از چند زاویه می توان حرکت های این چنینی را مورد بررسی قرار داد.
یک: از زاویه سیاست دسته بندی های مختلف درون رژیم اسلامی. در اینجا ما شاهد شکلی از حرکت هستیم که سعی دارد با استفاده از شرایط موجود مقصر را سیاست دولت های گذشته و بویژه دولت احمدی نژاد معرفی کند. این البته سیاست جدیدی نیست. دولت قبلی هم دولت های ماقبل خود را مقصر اعلام کرد و هشت سال نشست و خورد و برد، و به هیچ کسی هم حساب پس نداد. همانطور که دولت های ماقبل نشستند و خوردند و بردند، و حساب هم پس ندادند. این سیاست از آنجائی که تمام رسانه های سمعی، بصری و نوشتاری را در اختیار خود دارد می تواند ارزش ها را ضد ارزش و ضد ارزش را ارزش جا بزند. به همین جهت است که می گوئیم ادعای حامیان روحانی مبنی بر حمایت از محیط زیست مادامی ادامه دارد که در درگیریهای جناحی با دیگر حریفان بکارشان بیاید. در این نگاه مردم پائین، سازمانها و تشکلهای مستقل و خلاصه هرچیزی که مربوط به پائینی ها باشد نقشی ایفا نمی کنند. همه چیز بایستی در سطح بالا و در زد و بند، و کش و قوسهای پشت پرده اشان حل شود. یکی می دهند و یکی می ستانند.
4
دو: از زاویه کسانی که منتقد بخشی از سیاست های رژیم هستند ولی معتقدند در چهارچوب همین رژیم هم می شود علیه آلودگی هوا حرکت هائی را انجام داد و حتی ممکن است که این توهم را داشته باشند که حتی می توان در همین چهارچوب آلودگی هوا را برطرف کرد. این گروه در عمل قصد ندارد که مثلا اعتراض به آلودگی هوا را به اعتراض به تخریب محیط زیست بطور عام گره بزند. این سیاست گاها از گسترش این حرکت هم به نوعی در هراس است. می ترسد سررشته از دستش خارج شده و مردم مطالبات بیشتری را بر روی صحنه بیاورند. می ترسد که بطور مثال جنبش مبارزه با آلودگی هوا با مبارزه علیه سانسور در یک صف قرار بگیرند. این سیاست نمی فهمد که اگر سانسور خبری نباشد مردم زودتر متوجه می شوند که بیست درصد مرگ و میرها در تهران ناشی از سکته های قلبیِ ناشی از آلودگی هواست. این سیاست نمی فهمد اگر شفافیت در اطلاع رسانی شکل بگیرد، خانواده ها زودتر می فهمند که مرگ روزانه سی نفر، فقط در تهران، به علت استشاق هوای آلوده یعنی خودکشی دسته جمعی. اگر بخواهیم دقیقتر گفته باشیم سطح توقع این سیاست بسیار پائین است. یعنی اگر مثلا آلودگی هوای امسال از هوای پارسال کمی کمتر باشد پس خوب است. در واقع با سیاست های کلان رژیم که محیط زیست را به بحران تبدیل کرده است، مشکلی ندارند.
5
سه: از زاویه نگاه به منافع اکثریت مردم. از این زاویه اگر نگاه کنیم درمی یابیم که حرکتهائی از این نوع به اشکال گوناگون یک ضرورت است. اعتراض به آلودگی هوا یک ضرورت مبرم است. اگر بخواهیم به شکل ساده بگوئیم مطالبه هوای پاک مسئله همه مردم و یک ضرورت فراطبقاتی است و ظرفیت این را دارد که طبقات مختلف اجتماعی را گرد خود جمع کند. اعتراض به آلودگی هوا و کلا اعتراضات زیست محیطی برای مردم کم هزینه است. اما فراموش نکنیم که این اعتراضات هنگامی موثر خواهند بود که اولا سطح مطالبات آنرا پائین نیاوریم، مثلا درخواست کاهش آلودگی هوا لازم است ولی کافی نیست. داشتن همیشگی هوای پاک هدف بایستی هدف باشد. دوما بایستی علیه آلوده سازان محیط زیست اقامه دعوا کرد. البته نه به شیوه حاکمان، که اقامه دعوی تا وقتیست که جناح حریف را ضعیف کند. سوما دامنه اعتراضات را گسترده و اعتراض به شیوه ای پیش برده شود که همه گیرتر شده و گروه های اجتماعی دیگر را به حمایت از خود ترغیب کند. مثلا جلب حمایت خانواده ها و بخصوص زنان و کودکان برای شرکت در این اعتراضات، جلب حمایت دانشجویان به عنوان پیشروترین اقشار جامعه، جلب حمایت سازمانها و تشکل های مستقل زیست محیطی، کارگری، روشنفکری و هنری. هیچگاه نباید فراموش کنیم در دنیائی که ما در آن زندگی می کنیم مسایل مختلف اجتماعی به اشکال گوناگون در هم گره خورده اند و تقریبا هیچ یک از این مشکلات راه حل مخصوص بخود ندارد. مثلا چگونه می توان از حق سلامت شهروندان دفاع کرد بدون اینکه از حق زنان مثلا برای دوچرخه سواری و یا شرکت در ورزش دو و میدانی دفاع نکرد. مثلا چگونه می شود از حق داشتن محیط کار سالم و غیرمسموم و غیر آلاینده دفاع کرد، ولی از کارگرانی که به دلیل سودپرستی کارفرما و دولت دچار بیماری های ناشی از محیط کار آلوده می شوند دفاع نکرد. به همین شکل می توان به ارتباط آمارسازی های دروغ مسئولین و حق داشتن رسانه های مستقل اشاره کرد. چهارما این حرکت بایستی مداوم بوده تا در تداوم خود بتواند آلوده سازان محیط زیست و حامیان آنها را به عقب نشینی وادار کند. و اینکه بتواند با پویائی و دخالت دادن هرچه بیشتر لایه های مردمی، هم خود را به حرکتی کارساز تبدیل کرده و هم هزینه سرکوب را برای رژیمِ بالا ببرد.
خرداد 1393
6
7
8
9